|
امان از فراموشی لاله ها...
|
||
|
تقدیم به اربابم ...شاهزاده علی اکبر علیه السلام |
آیا تا به حال اصلا به ای حدیث پیامبر اکرم صلی الله علیه
و آله فکر کرده اید که فرموده اند :
افضل الاعمال انتظار الفرج
چرا پیامبر افضل اعمال امت را انتظار فرج میدانند ؟
اول باید دید انتظار و معنای واقعی آن در عمل چه میتواند باشد ؟
مدتها قبل استاد عزیز به من فرمودند که نوشتن اثر ارزشمند استاد بنی
هاشمی را در وبلاگم شروع کنم اما من حال روحی ام مساعد نوشتن از این
موضوع نبود ...اما اینک نگاشتن این مطالب را لازم میدانم و به امر استاد
شروع میکنم ...
هر عمل دینی برای آنکه عبادتی مقبول در پیشگاه خداوند متعال تلقی
شود باید شرایطی داشته باشد که بخش عمده ای از این شرایط به شخص عمل
کننده مربوط میشود . اینها همه اموری است که گاهی به عنوان دین از
آن یاد میشود دین صحیح و مطابق خواسته خداوند . در فرمایشی از امیر
مومنان علیه السلام به این حقیقت اشاره شده است که هیچ کار خوبی از
غیر شخص دیندار پذیرفته نیست :
ایها الناس دینکم دینکم دینکم تمسکوا به ولا یزیلنکم احد عنه . لان
السیئه فیه خیر من الحسنه فی غیره . لان السیئه فیه تغفر و الحسنه
فی غیره لا تقبل ...معانی الاخبار
ای مردم مراقب دین خود باشید مراقب دین خود باشید مراقب دین خود
باشید به آن تمسک کنید و کسی شما را از آن خارج نسازد و برنگرداند
زیرا کار بد در دین ، از کار خوب در غیر دین بهتر است . چون کار بد
در دین بخشوده میشود اما کار خوب در غیر دین پذیرفته نمیشود ...
پس قبل از انجام هر عملی ، باید دینی را که شرط پذیرفته شدن همه اعمال
است بشناسیم . و این امر با مراجعه به احادیث کاملا روشن میگردد.
فردی در حالی که نوشته ای همراه خود داشت ، خدمت حضرت باقر العلوم
علیه السلام رسید ایشان پیش از آنکه او نوشته اش را باز کند ، فرمودند
هذه صحیفه مخاصم یسال عن الذین الذی یقبل به العمل .
این ، نوشته ی بحث کننده ای است که سوال میکند درباره آن دینی که عمل
در آن پذیرفته است .
آن شخص گفت : خدا شما را رحمت کند . این همان چیزی است که من میخواهم
آنگاه حضرت فرمودند :
گواهی دادن به توحید پروردگار و اینکه محمد صلی الله علیه و آله بنده و
فرستاده اوست ، و اقرار به آنچه از جانب خداوند آمده است و پذیرفتن
ولایت ما اهلبیت علیهم السلام ، و بیزاری جستن از دشمن ما و تسلیم شدن
نسبت به امر ما ، و ورع و فروتنی ، و در انتظار قیام کننده ما بودن
چون برای ما دولتی است که هر گاه خداوند بخواهد آن را محقق میسازد ...
طبق این بیان ، انتظار قائم اهلبیت علیهم السلام از ارکان دینی است
که عمل در آن پذیرفته میشود .....انشاالله ادامه خواهد داشت

شهید بهشتی رو همیشه دوست داشتم و دارم چون شبیه شماست یا بقول خودتون شما شبیه
ایشون هستید استاد ....
یادمه عکس بزرگی از بهشتی رو زده بودم به اتاقم ...گفتم خیلی با این عکس حال میکنم
چون شبیه شماست ...
گفتید با منطق بهشتی حال کن نه با عکسش فقط ...
گفتم منطق بهشتی چیه استاد ؟
گفتید منطق بهشتی سوختن بود ...
اونموقع اصلا نفهمیدم ...حالا که خودم دارم سوختن شما رو به چشم میبینم متوجه
حرفتون میشم ...
یادمه از جبهه و حال و هواش می پرسیدم میگفتید که عین ماه رمضون ....
یادمه می گفتید فضا و حال و هوای جبهه همیشه مثل سحرای ماه رمضون بود
میگفتید اونجا انگار همیشه ماه رمضون بود ...
یادمه می گفتید اونموقع میتونید یه مجاهد خوب باشید که ماه رمضون رو برای خودتون
حفظ کنید
و همیشه براتون ماه رمضون باشه ...اونموقع همیشه حال و هوای معنویتون کمکتون میکنه که
پاک بمونید ...
و وقتی من می پرسیدم آخه چطوری ؟
میگفتید هیچ وقت گرا نده دست شیطون ...
میگفتم چطوری ؟
میگفتید هر وقت بهت نزدیک شد محکم بزن توی دهنش تا جرئت نکنه دیگه بهت نزدیک بشه
یادمه میگفتید جوونی که اومد تو این راه و خدایی شد خدا یه باغ حوالی خونه خودش بهش
میده و سندش رو ششدانگ میزنه به اسمش ...
اما شما باید بهش برسید چون گل و گیاه و باغچه و درخت نیاز به رسیدگی داره و
اگر بهش نرسی ازبین میره به گلها و درختای باغت برس همون درختها که میوه تقوی
و عمل صالح و پاکی و عفت نفس و خلوص میده ...
یادمه می گفتید تا روحتون پاک نشه نمیتونید لذت نماز و دعا و روزه و مناجات
رو درک کنید میگفتید روحتون مثل یک ظرف می مونه اما چون هنوز توبه واقعی
از گناه و معصیت نکردید مثل ظرف کثیف نشسته ...تا ظرف رو پاک نکنید هر چی
هم در اون بریزید مزه واقعیش رو حس نمی کنید
و بد مزه و تلخ میشه ...اما اگر اون ظرف رو بشویید و پاک کنید هر چی در اون بریزید و
بخورید مزه واقعیش رو حس می کنید .....مثل لذت دعا و نماز و مناجات و روزه ...
یادمه می گفتید خدا صبر را تکلیف کرده تکلیف هم مشکل است صبر در ترک معصیت
طاعت ، مصیبت ...باید خود را حفظ کنید این صبوریها زحمت دارد اما اگر نباشد دیگر
تمام است در این جهان جاذبه های زیادی وجود دارد که ما را به گناه دعوت میکند اما
بقول بهشتی بزرگ بهشت را به بها دهند نه بهانه باید مرارت کشید ...تا بدست آورد
اگر انسان صبور باشد وپاک بماند به مقام صابران برسد همین کافی است ....
یادمه این جمله معروف معصوم رو همیشه زمزمه میکردید که : این جهان به بلا
پیچیده شده و بلا همیشه هست ...
یادم آمد استاد از این یادم ها ...دلم میخواد از امروز بنشینم و همه اون چه رو که بهم
گفته اید در این سه سال و نوشته ام یا بخاطر سپرده ام بنویسم و تکرار کنم چون تازه
دارم اون حرفها رو میفهمم و.....الان بیشتر از همیشه به این حرفها نیاز دارم ...
حرفهایی که همیشه منقلبم میکنند ...

حق الله
حق الناس
حق النفس ...
باید یک حد و مرزی در این طریق برای پیمودن یافت ...
این هم یعنی خود شناسی ...
تا خودتون رو نشناسید و اهم گناهان و صفات و خصلتهاتون نیاد دستتون
نمیتونید وارد مراحل بعدی بشید ...
اون وقت که گفته شد ترک محرمات و گناهان ...باید بدونید شما مبتلای به
چه گناهانی هستید یا نه ؟
یک شناخت اجمالی بیابید
شناخت کلی مال بعد از مراحل دیگر است
اما یک شناخت اجمالی بیابید که وقتی گفتیم ترک معاصی ...بتونید جواب
بدید ......
باید حد و حدود این مسائل رو برای خودتون مشخص کنید ...
اهمش حق الناس هست ...
که در شبهای آتی توضیح بیشتری خواهم داد ...

جلسه اول اخلاق مخصوص ماه مبارک ...جلسات برادرا
* ماه رمضان بهترين تمرين براي ترك گناه است .
* معناي ماه رمضان : سوزاندن گناهان است گفته اند تا چهل روز اگر مداومت داشته باشي وامري را انجام دهي اين مداومت دوام مي آورد در اين ماه مبارك رمضان اگر سي روزش را مداومت كني ده روز هم بعد اتمام اين ماه مبارك ديگر كار تمام است ميرسي .
گناه كردن خيلي سخت تر از گناه نكردن است در اين ماه حسنات ده برابر حساب ميشود ميبيني سي روز ماه رمضان تمام شده اما هيچ فرقي نكرده اين طور نشود تلاش كنيم ده روز هم مداومت كنيم انشا الله دست پر به قدر هاي سال هاي بعد برسيم .
خود حضرت امير در اين ماه بيشترين تزكيه را مي فرمود . ماه رمضان بهترين فرصت براي كساني است كه طول راه را عقب مانده اند الان مي توانند برسند .
چرا زينب كبري زينب كبري شد ؟
چون در كلاس تهذيب وتزكيه حضرت امير بزرگ شد در كلاس صبر امام مجتبي درس خواند ودر كربلاي امام حسين درس پس داد .
امام خميني كه يك شبه امام خميني نشد سالها ممارست كرد تلاش كرد يا آقاي قاضي چهل سال بندگي كرد تهذيب نفس كرد واز خدا در اين چهل سال هيچ نخواست تا بعد از اين همه تلاش برايشان فتح باب شد ودر عالم رويا مشاهده فرمود امام حسين را و الطاف خاصي را از جانب حضرت بدست آورد
اين را گفتم كه دنبال مشاهده ومكاشفه و... نباشيد براي بندگي تلاش كنيد
آقاي قاضي فرمود كه : چگونه امام زمان را نبينم خداييي كه در روز پنج بار فرصت ديدار مي دهد ميشود با اين توصيف امام زمان را ديدار نكرد كور باشد چشمي كه امام زمان را نبيند .اين بود كه بعد پنجاه سال آقا فرمود كه من از شما را ضي ام ....
از معارف دعا چيزي نمي داني تا آلودگي هست معارف دعا وارد قلبت نمي شود تا روحت الوده به معاصي است دعا به ديوار آهنين بر مي خورد چرا از دعا لذت نمي بري ؟ چرا لذت نماز را درك نمي كنيم ؟
حضرت امير هم دعاي كميل ميخواند وحين دعا صيحه مي زند بيهوش مي شود تو گويي جان از تن مباركش بيرون ميرود عالمان هم دعا مي خوانند ما هم دعا مي خوانيم ...دل مانند بتن شده اثر نمي كند اول تهذيب نفس پاك شويد بعد خالصانه حتي اگر دو ركعت نماز خوانديد شما را بالا ميبرد اما بدون تهذيب چه بسا دعاي ابو حمزه ها بخوانيد باز خورد دهد حجاب شود و از دين بدتر زده شويد چون پاك نشده ايد آلودگي هاي روحي اجازه نمي دهد معارف دعا در دل شما راه يابد وتاثير كند .
مستحبات را رها وتنها به ترك محرمات وسفت شدن به واجبات بپردازيد البته فعلا كه آلودگي هاي روحي را رفع نكرده ايد امام خميني مي فرمود : اگر تهذيب نباشد علم توحيد هم حجاب اكبر است . سعه صدر نباشد راه طي نميشود دردولت كريمه، امام زمان انسانهاي مهذب النفس مي خواهد ما را راه نمي دهند مگر اينكه مهذب شويم امام زمان دنيايي با انسانهاي مهذب النفس تشكيل خواهند داد اگر شيعه باشي راه را نشانت خواهند داد اگر گمراه وكم استعدادا باشي دست مبارك را بر سرت خواهند كشيد تا كمال يابي امام زمان كه سر همه را نخواهد زد اما معاندين كه آگاهانه جهل وعناد مي كنند سرشان زير تيغ آقاست در دولت كريمه همه راه دارند ومهذب خواهند شد تنها كساني كه هدايت نخواهند شد وسرشان زير تيغ هست معاندين هستند كار گزاران امام زمان همه مهذب النفس اند.
ماه رمضان همه چيز را نوراني ميكند محيط را نوراني ميكند فضا نوراني است خدا توفيق ميدهد ساير مواقع به اين شدت توفيق وامداد غيبي را احساس نمي كنيد .
اگر به شما مي گويم حق الناس وناس وحق الله را جدي بگيريد سرسري از كنارش نگذريد به خاطر اين است كه خداوند متعال خودش ذره ذره به حساب اينها ميرسد واز ذره حساب مي كشد چناچه در قرآن فرموده " فمن يعمل مثقال ذره شر يره " وحضرت امير عليه السلام فرموده : حاسبو ا قبل ان تحاسبوا "
اگر امروز از خودتان حساب بكشيد فردا كارتان سهل وراحت ميشود الان تمركز كنيد روي اين سه مسئله حساب كتاب كنيد خلوت كنيد با خدا ...با خودتان خلوت وحساب كتاب كنيد ...
فردا شب انشا الله بيشتر توضيح خواهم داد در اين رابطه ...
بسم الله الرحمن الرحيم
یا اباعبدالله الحسین یا ابا عبدالله الحسین یا ابا عبدالله الحسین علیه السلام
آنجا كه مهدي نيست قرار نه فرار بايد كرد....
مقدمتا بريم سر اصل مطلب
شايد اگر بگم براي تمامي موضوعات مطرح شده در همايش هم حرف براي گفتن بود و هم مطلب براي نوشتن حرف بي ربطي نزده باشم اما اينكه بنده موضوع سوم اوصاف ياران امام زمان رو براي نوشتن انتخاب كردم دلايلي داشته كه براي من حتي از شرح خود موضوع هم مهم تره . اما دليل انتخاب موضوع و شرح موضوع رو با طرح و برسي چند سوال با استفاده از روایات عرض خواهم کرد
1_علت تاخير در فرج حضرت مهدي (ع) چيست؟
علت تا خير در فرج مولا و آقاي اما امام زمان (ع) به خود انسان ها باز مي گردد، زيرا تشكيل حكومت عدل و توحيدي در سطح جهان ، عمدتا احتياج به شرايط و آمادگي هاي لازم از طرف خود مردم دارد، از قبيل اينكه:
1. مردم مفهوم عدل را بدانند.
2. به حدي برسند كه از جان و دل خواهان عدل باشند.
3. با عمل به دسنورات شرع به حد بالاي شعور فكري و فرهنگي برسند،گرچه در محدوده ي بخشي از مردم باشد. و لذا مرحوم خواجه نصير الدين طوسي در «شرح تجريد» غيبت حضرت را از ناحيه ي خود مردم مي داند.
4. پيشرفت بشر از ناحيه ي صنعت وتكنيك.
و در مجموع فراهم نشدن مجموع شرايط لازم براي ظهور،علت تاخير ظهور حضرت است.
امام زمان(ع)در توقيعي كه به شيخ مفيد مي فرستد مي فرمايد:«اگر شيعيان ما-كه خداوند توفيق طاعتشان دهد-در راه ايفاي پيماني كه بر دوش دارند،همدل مي شدند،ميمنت ملاقات ما از ايشان به تاخير نمي افتاد،و سعادت ديدار ما زودتر نصيب آنها مي گشت،ديداري بر مبناي شناختي راستين وصداقتي از آنان نسبت به ما. علت مخفي شدن ما از آنها چيزي نيست جز آنكه از كردار آنها به ما مي رسدوما توقع انجام اين كارها را از آنها نداريم.»(احتجاج،ج2،ص315)
با پاسخ اين سوال سوال ديگري مطرح مي شودكه به بررسي آن خواهيم پرداخت
2_آيا در اين ميان همه ي مسلمان وشيعه 313نفر يار براي حضرت وجود ندارد؟
در پاسخ اين سوال مي گوييم:
اولا:در روايات مختلف براي ياران و اصحاب خاص حضرت مهدي صفات وخصوصيات ويژهاي ذكر شده كه بايد در313نفر موجود باشد،و ما به برخي از صفات اشاره خواهیم کرد.
ثانيا:مجموعه ي احاديث استفاده مي شود كه حضرت هر دو دسته يار و ياور بعد از ظهور دارند:يكي از ياوران خاص كه 313نفرند و دته ي ديگر ياوران عامكه ده هزار نفرند و بايد اين تعداد جمعيت نيز آماده شود.
ثالثا:به غير از فراهم شدن اين عده از ياران حضرت در علت تاخير در فرج موارد ديگري نيز وجود دارد كه به بعضي از آنها در سوال قبل اشاره شد.
با بررسي دو سوال اخير يكي از دلايل انتخاب موضوع اوصاف ياران امام زمان (ع) مشخص شد
آنچه وظيفه ي ماست به عنوان شيعه ي آن حضرت و عاشق واقعي او حركت در جهت معشوق هست لذا سوال ديگري در رابطه با اوصاف ياران آن حضرت مطرح مي شود. كه به بررسي آن خواهيم پرداخت.
3_اصحاب حضرت مهدي (ع)چه ويژگي هايي دارند؟
مطابق برخي از روايات،اصحاب حضرت (ع) از صفات و ويژگي هايي برخوردارند از قبيل:
1_ اخلاص
در روايتي امام جواد (ع)به عبد العظيم حسني (ع)فرمود:«...و هنگامي كه براي او اين تعداد «313 نفر» از اهل اخلاص جمع شد خداوند امر او را ظاهر خواهد كرد...» ( كمال الدين، ج2، ص377و378)
2_ يقين و استقامت
از امام صادق (ع) در حديثي نقل شده كه فرمود : «... گويا قلب هاي آنها به مانند تكه هاي آهن است، شكي در قلوب آنها راجع به خداوند وجود ندارد. محكم تر از سنگ است...» (بحارالانوار ، ج 52، ص307،ح82)
3_خداشناسي واقعي
از امام علی (ع) در ضمن حدیثی نقل است که فرمود:
«... ولكن در طالقان مردماني مؤمن خواهند آمد كه به خداوند معرفت واقعي دارند و آنان انصار مهدي در آخر الزمان مي باشند». (بحار الانوار ،ج52،ص307،ح82)
4_شيران روز و زاهدان شب
از امام صادق (ع) در حديثي راجع به اصحاب قائم نقل است كه فرمود: « گويا من نظر مي كنم به قائم و اصحاب او در نجف و كوفه ... سجده ها به پيشانی هاي آنها اثر گذارده است، شيرا در روز و راهبان در شب اند...» ( بحارالانوار،ج52،ص386)
5_ برخورداري از تا ييد الهي
طبرسي در روايتي از امام علي (ع) نقل كرده كه فرمود: « تا اينكه خداوند مردي را در آخر الزمان بر مي انگيزاند... او را به ملائكه اش تاييد كرده و انصارش را حفظ خواهد كرد». (بحار الانوار،ج52،ص280،ح6)
4_امام زمان با اصحاب خود بر سر چه اصولي پيمان مي بندد؟
از برنامه ها و روش هاي امام مهدي (ع) پيمان گيري از ياران خويش است. پيمان و بيعت در جامعه ي اسلامي از آغاز تشكيل حاكميت اسلام رسم شد،و پايه گذاري نخستين مركزيت و حكومت اسلامي به دست مبارك پيامبر اسلام (ص) با آيين اين بيعت و پيمان گرفت از يكايك مردم همراه بود.
امام مهدي (ع) نيز چون نياكان خويش از يارانش بيعت مي گيرد و با آنان پيمان مي بندد . پيمان امام بر سر اصولي است كه راه و رسم و شيوه و روش امام را در حكومت تبيين مي كند.
امام علي (ع) مي فرمايد: « همانا قائم با يارانش پيمان مي بندد و از آنان بيعت مي گيرد كه: مسلماني را دشنام ندهند ... حريمي را هتك نكنند، به خانه اي هجوم نبرند، كسي را به نا حق نزنند، طلا و نقره گنج نكنند، همچنين گندم و جو اندوخته نسازند. مال يتيمان را نخورند... لباس خزّ وحرير نپوشند. كمربند زرين نبندند... در امور معاش به اندك بسنده كنند ... لباس درشت بپوشند و صورت بر خاك بگذارند... و در راه خدا به جهادي شايسته دست يازند.
خود(امام) نيز متعهد مي شود كه از همان راهي كه آنان مي روند برود ، و چون آنان لباس بپوشد ، و بر مركوبي مانند مركوب آنان سوار شود و چنان باشد كه آنان هستند. به اندك بسنده كند، و زمين را با ياري خداي دادگري پر كند پس از آنكه از ستم پرشده باشد... و صاحب و درباني نگمارد.» (منتخب الأثر ،ص469)
و اما رسيديم به نقطه ي اصلي كه اونم نوشتن دليل دوم انتخاب مو ضوع اواصاف ياران اما زمان (ع)
با خواندن مطالب فوق اولين چيزي كه به ذهن عاشق واقعي امام (ع) خطور مي كنه كسب اين ويژگي هاست .
اما كسب اين ويژگي ها نياز به گذروندن مراحل و پاس كردن واحد هايي در دانشگاه امام عصر (ع) هست.
به قول نور هر دو چشمم پير عشقم سيدم(رحمه الله عليه)
عاشقي جانم دردسر دارد
عاشقي كوچه ي پرخطر دارد..............
همه ي اينها رو عرض كردم كه در آخر بگم هر كي عاشقه يه سر به وبلاگ سير الي الله بزنه...
http://seireelallah.blogfa.com
که این وب استاد عزيز تر ازجانم پدر مهربانم آقاي سيد محسن قريشي نوشته شده
همايش اينترنتي وليعصر شاهنشاه عالم مهدي اعظم ...مربوط به وبلاگ بنت الحيدر و طرح استاد معظم جناب سيد محسن قريشي ...
بخش مسابقه ...موضوع علائم الظهور
علائم الظهور در روايات به دو گروه حتمي و غير حتمي تقسيم ميشود :
علائم حتمي : پنج علامت است :
1 – خروج سفياني
2- ندا و صيحه اي از آسمان
3- خسف بيداء
4- قتل نفس زكيه
5- قيام يماني يا خراساني
علائم غير حتميه
...چون اعلام شد كه اين طرح چند مرحله اي خواهد بود و مطالب ميتواند ادامه دار باشد به چند نمونه كه اختصارا در روايات آمده اشاره ميشود ...
در نوشته هاي تفصيلي بعد به علائم غير حتمي و حتميه خواهيم پرداخت
از عناوين علائم حتميه من رخداد حتمي قتل نفس زكيه را مي نويسم ...
نفس زكيه كيست ؟
نفس زكيه ، او را در بين ركن و مقام خانه خدا مي كشند
اسم او محمد بن الحسن است فاصله قيام و قتل نفس زكيه 15 شب است
اين اتفاق حتمي است او را در مكه مي كشند ...
او را در مكه بين ركن و مقام مي كشند در حالي كه برادرش در باغي در مكه است
نفس زكيه جواني از آل محمد صلي الله عليه و اله است او را بي جرم مي كشند وقتي او را مي كشند نه در آسمان عذري پذيرفته ميشود و نه در زمين . كسي او را ياري نمي كند از اولاد امام حسين عليه السلام است با مردم مكه صحبت ميكند و براي ياري حضرت حجت ميخواند ( قبل از آمدن به مكه به امام عرض ميكند : كه مردم مكه با قيام شما تسليم ميشوند ) و بعد مردم بين ركن و مقام سرش را مي برند ...او شخصيتي بزرگوار از نزديكان حضرت است و مردم مكه او را ميشناسند حضرت در اين زمان ظهور كرده اند ولي مامور به غيبت نيستند .
ابا بصير ميگويد :
امام باقر عليه السلام در روايتي طولاني ميفرمايند :
حضرت مهدي عليه السلام به يارانشان ميفرمايند :
اهل مكه من را نمي خواهند ولي من بايد براي تمام كردن حجت و روشن شدن حقيقت كاري انجام دهم و لذا كسي را نزد آنها خواهم فرستاد . پس حضرت يكي از ياران خود را طلبيده و به او ميفرمايد :
برو به طرف اهل مكه و به آنها بگو من فرستاده فلاني – يعني امام زمان – هستم و حضرت ميفرمايد :
ما اهل بيت رحمت معدن رسالت و ذريه پيامبر شما و از دودمان انبياء هستيم . به ما ظلم شده حق ما را غصب كرده اند و از وقتي پيامبر از دنيا رفت تا به امروز حق ما را ربودند . ما از شما براي بدست آوردن حق خود كمك مي خواهيم ما را ياري كنيد ...
آن جوان وقتي اين كلمات حضرت را به آنها ميگويد به سر او ريخته و بين ركن و مقام او را مي كشند . وقتي خبر قتل نفس زكيه به امام ميرسد به اصحاب خود ميفرمايند :
نگفتم كه اهل مدينه ما را نمي خواهند ؟
و ديگر چيزي نمي فرمايند تا اينكه خروج ميكند و ميرود در عقبه طوي با سيصد و سيزده نفر مرد به عدد اصحاب بدر و مي آيد به مسجد الحرام در ...ادامه دارد ...
نوشته شده توسط زکیه وبلاگ مردی شبیه باران
همايش اينترنتي چهارده مرحله اي اعليحضرت شاهنشاه مهدي اعظم عج الله
یا ابا عبدالله الحسین یا ابا عبدالله الحسین یا ابا عبدالله الحسین علیه السلام
شرحي بر توقيعات حضرت
ميخواستم يك شرح اجمالي بر توقيعات بنويسم اما استاد كه فرمود در مرحله هاي بعدي همايش مطالب ادامه دار خواهد بود تصميم گرفتم با مقدمه تشرفات سيد بحر العلوم آغاز كنم ...
1- علامه نوري در كتاب دارالسلام از مولي محمد سعيد كه از شاگردان علامه سيد بحر العلوم بوده نقل نموده كه گفت :
روزي در مجلس سيد بحر العلوم صحبت از قضاياي كساني كه حضرت مهدي ارواحنا له الفداه را ديده اند در ميان آمد تا اينكه جناب سيد هم در بين صحبت ، به سخن آمد و فرمود :
روزي از روزها ميل كردم كه نماز را در مسجد سهله بجاي آورم در وقتي كه گمان داشتم مسجد از مردم خالي است ، تا به آنجا رسيدم ديدم ، مسجد پر از جمعيت است و صداي ذكر و قرائت آنان بلند است ، در حالي كه معمول نبود در چنين وقتي احدي در آنجا باشد . آنها را ديدم صفوفي را تشكيل داده اند از براي بجاي آوردن نماز جماعت ، من هم رفتم پهلوي ديوار روي بلندي ايستادم كه نگاه كنم در صفها كه شايد مكاني را پيدا كنم . اينكه در يكي از صفها جاي يك نفر را پيدا كردم به آنجا رفتم و ايستادم ، يكي از حاضران به من گفت :
بگو حضرت بقيه الله ارواحنا فداه را ديدم .
در اينجا سيد بحر العلوم ساكت شد و گويا در خواب بوده و بيدار شده است ديگر چيزي نگفت ، هر چه اهل مجلس تقاضا كردند مطلب را تمام كند راضي نشد .
2- جناب شيخ علي اكبر نهاوندي در توضيح و شرح اخباري كه در فضيلت سيد الشهدا عليه السلام وارد شده است كه به يك قطره اشك گناه گريه كننده را خداوند مي آمرزد .
در شرح آن روايات اين ملاقات و تشرف علامه سيد بحر العلوم را نقل ميكند :
زماني سيد بحر العلوم به شهر سامره مي رفت در بين راه در مورد گريه بر حضرت امام حسين عليه السلام كه گناهان را مي آمرزد فكر ميكرد در اين بين عربي را ديد كه بر مركبي سوار است و مقابلش رسيد سلام كرد و پرسيد :
جناب سيد شما را متفكر ميبينم به چه چيزي فكر ميكنيد ؟
اگر مسئله علمي است صحبت بداريد شايد من هم بي ربط نباشم .
سيد بحر العلوم گفت :
در اين خصوص فكر ميكردم كه چگونه ميشود خداي تعالي اينهمه ثواب به زائرين و گريه كنندگان بر حضرت سيدالشهدا عليه السلام ميدهد كه در هر قدم كه زائر بر ميدارد ثواب يك حج و يك عمره در نامه عملش نوشته ميشود و براي يك قطره اشك تمام گناهان صغيره و كبيره اش آمرزيده ميشود .
آن سوار عرب فرمود :
تعجب نكن ، من براي شما مثلي مي آورم تا جواب اين سوالات داده شود . در يك زماني سلطاني در شكارگاه از خدم و حشمش دور افتاده بود ، وارد خيمه اي شد پير زالي را با پسرش در گوشه خيمه ديد كه آنان بزي داشتند كه از شير آن بز زندگي آنان تامين ميشد و غير از آن چيز ديگري نداشتند آن پير زال بز را براي سلطان كشت و طعامي حاضر كرد او سلطان را نمي شناخت فقط براي اكرام مهمان اين عمل را انجام داد . شب سلطان آنجا ماند و روز بعد برگشت و در جمع و ملا عام كيفيت واقعه ديشب خود را نقل نمود و گفت :
من در شكارگاه از غلامان دور افتادم در حالي كه شديدا تشنه و گرسنه شده بودم و هوا بشدت گرم بود به خيمه اين پير زال رفتم او مرا نمي شناخت در عين حال سرمايه اين پير زال و پسرش بزي بود كه از شير آن گذران ميكردند آن را كشتند و براي من غذايي آماده كردند حال در عوض اين محبت ، به اين پير زال و پسرش چه كنم ؟ و چگونه تلافي نمايم ؟
يكي از وزراء گفت : صد گوسفند به او بدهيد ، ديگري گفت : صد گوسفند و صد اشرفي بدهيد ، ديگري گفت فلان مزرعه را به ايشان بدهيد .
سلطان گفت : هر چه بدهم كم است و هرگاه سلطنت و تاج و تختم را دادم آن وقت مكافات به مثل كرده ام ، چون آنها هر چه داشتند به من دادند من هم بايد هر چه را كه دارم به آنها بدهم تا تلافي شود .
حال جناب سيد بحر العلوم ، حضرت سيد الشهدا عليه السلام هر چه داشت از مال و منال و اهل و عيال و پسر و برادر و دختر و خواهر و سر و پيكر ، همه و همه را در راه خدا داد ، حال اگر خداوند به زائرين و گريه كنندگان بر آن حضرت ، آنهمه اجر و پاداش و ثواب بدهد نبايد تعجب نمود .
اين را فرمود و از نظر سيد بحر العلوم غائب شد ...ادامه دارد ...
اين تشرف رو از ميان تشرفات سيد بحر العلوم براي اون نوشتم كه مثالي باشه براي مطلب پست جديد استاد در وبلاگ بگوشم بهشت ...
باز بهتون رو زدم ...خدايا
باز در خونه تون رو زدم...
جز شما هم هيچ كس رو ندارم ...
از امروز بدستور و به عشق استاد عزیزم می نویسم ...
خیلی خوشحالم که اولین پستم مطلب استاد عزیزم خواهد بود
و این بهترین عیدی بود که میشد از آقا بگیرم ...
همایش سیمای حسین در آینه آیات و روایات ...به قلم استاد عزیزم
سيماي امام حسين عليه السلام در كلام امام حسن مجتبي عليه السلام
مرحوم سيد بن طاووس اعلي الله مقامه نقل كرده كه امام صادق عليه السلام فرمود :
روزي حسين بن علي عليه السلام وارد بر امام حسن گرديد چون نظر امام حسين به
صورت برادر افتاد گريه كرد . امام حسن فرمود :
چه چيزي تو را به گريه در آورد ؟
امام حسين عليه السلام در پاسخ فرمود :
ابكي لما يصنع بك ...گريه ميكنم براي آن سوء رفتارها و آزارهيي كه نسبت به تو انجام خواهد گرفت و آنچه بر تو خواهد رفت ...
امام حسن عليه السلام فرمود :
ان الذي يوتي الي سم يدس الي فاقتل به ، آنچه بر من رخ مي دهد ، به خاطر سمي است که خائنانه به من داده ميشود و با آن كشته خواهم شد .
و لكن لا يوم كيومك يا اباعبدالله يزدلف اليك ثلاثون الف رجل يدعون انهم من امة جدنا
محمد صلي الله عليه و آله و ينتحلون الاسلام فيجتمعون علي قلبك و سفك دمك و انتها
ك حرمتك و سبي ذراريك و نساء ك و انتهاب ثقلك ...ولي اي ابا عبدالله روزي همچون روز
تو نيست ، سي هزار نفر كه همه مدعي اند كه از امت جد ما محمد صلي الله عليه و آله هستند و خود را مسلمان ميشمرند ، نزديك شده ، بر قتل تو ، ريختن خونت و هتك حرمتت
و اسير نمودن فرزند ، ذراري و زنان تو و غارت خيام و بار و بنه تو اجتماع مي كنند .در اين هنگام است كه خداوند ، لعنت و نفرين خود را شامل حال بني اميه ميكند و آسمان ،
باران خون و خاكستر خواهد باريد و همه چيزها ، حتي وحوش و ماهيان و درياها بر تو گريه خواهند كرد ( لهوف ص 21 )
در اين روايت ، كه از كلمات حضرت مجتبي عليه السلام است ، نكاتي است و هريك از آنه
ا روشنگري سيماي زيبا و چهره مقدس امام حسين عليه السلام است :
1- روز حسين عليه السلام ، روزي بي مانند است ، ظاهر اين كلام آن است كه روز شهادت هيچ يك از امامان ، به پايه آن روز نميرسد .
2- در جمله يدعون ...اين نكته نهفته است كه قاتلان حسين عليه السلام ، از امت پيامبر نيستند ، آنان مدعيان دروغينند و به دروغ ادعا دارند كه از امت پيامبر اسلام بوده و مسلمانند وگرنه از گبر و بت پرست هم بدترند .
3- در جمله ...فيجتمعون ...مصايبي را كه امام حسين عليه السلام در راه خدا تحمل كرد ، بيان فرموده كه عبارت از قتل و سفك دم و هتك حرمت ، اسيري عزيزان ، غارت خيمه ها و جايگاه و اموال آن حضرت است.
و چون همه اين مصايب جانكاه در راه خدا و براي پيشبرد دين پروردگار بوده فداكاري و ايثارگري و دلدادگي امام حسين ، نسبت به خدا را روشن ميكند .
4- جمله ...فعندها يحل الله ببني اميه العنه ...عظمت مقام والاي امام حسين عليه السلام
را بازگو ميكند كه دودمان بني اميه به خاطر قتل حسين عليه السلام مورد لعنت ابدي
خداوندند. و همه ميدانيم كه چنين چيزي در مورد قتل هر كسي صورت نخواهد گرفت . بلكه اختصاص به يك شخصيت آسماني مانند حسين دارد .
5- در جمله و تمطر السماء دما و ردما ...يعني ، آسمان براي حسين ، خون و خاكستر مي بارد ، مقامي براي امام حسين عليه السلام است كه به فكر كسي نمي گنجد . شگفتا
اين چه كسي است كه آسمان براي او و در عزاي او خون مي گريد ؟!
ابوالعلاء معري نيز همين معنا را در شعر تكان دهنده خود آورده است ، آنجا كه
ميگويد :
و علي الافق من دماء الشهيدين
علي و نجله شاهـــــــــــــــدان
فهما في اواخر الليل فجـــــرا
ن في اوليائه شفــــــــــــــقان
ثبتا في قميصه ليجــــــــــــي
الحشر مستعديا الي الرحمـان
بر صفحه روزگار از خونهاي دو شهيد – شهيد راه حق و عدالت – يكي علي و ديگري فرزندش حسين ، دو گواه محسوس ، باقي مانده است .
اين دو گواه محسوس در اواخر شب به صورت فجر و سرخي در كرانه افق و در اوايل شب به صورت شفق نمايانده و ديده ميشوند ، اينها در پيراهن روزگار ثابت هستند و
محو نميشوند تا در روز محشر با اين دو گواهي كه دارد ، شكواي خو.دش را به پيشگاه خداي رحمان برد.
6 – جمله ...و يبكي عليك كل شي ء ...نقطه اوج عظمت امام حسين عليه السلام را نشان ميدهد زيرا به صريح كلام امام معصوم هر چيزي حتي وحوش صحرا و ماهيان
دريا براي امام حسين عليه السلام گريه ميكنند .
راستي عقل انساني حيران و سرگردان عظمت امام حسين عليه السلام و كار اوست همه
موجودات عالم در شهادت او به سوگ مي نشينند . نه تنها جن و انس و فرشتگان ...كه ماهيان دريا براي مصيبت آن بزرگوار گريان مي باشند و وحوش صحر
ا و جانوران بيابان براي او اشك مي ريزند .
اين مطالب كاشف مقام والا ، روح بلند ، اوج اخلاص و خدابيني امام حسين عليه السلام است و پرده از اسراري بر ميدارد كه با مطالب ديگر برداشته نميشد و حاكي از يك
جهان جلال و عظمت حسين است كه وراي درك انسان و فهم آن در اين عالم مادي است...
و شهدا وارثان راستين او كه حسين را خوب شناختند و خوب رسيدند ...
شهدا را ياد كنيم حتي شده با يك صلوات ...
|
|